بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘اشعار کلاسیک’

ره میخانه و مسجد کدام است

مارس 29, 2010 بیان دیدگاه
به نام دوست

ره میخانه و مسجد کدام است
که هر دو بر من مسکین حرام است
نه در مسجد گذارندم که رند است
نه در میخانه کین خمار خام است
میان مسجد و میخانه راهی است
بجوئید ای عزیزان کین کدام است
به میخانه امامی مست خفته است
نمی‌دانم که آن بت را چه نام است
مرا کعبه خرابات است امروز
حریفم قاضی و ساقی امام است
برو عطار کو خود می‌شناسد
که سرور کیست سرگردان کدام است
شعر: عطار – دیوان اشعار – غزلیات.
اثر نقاشی: محمود فرشچیان – نقاشی مینیاتور – نشان مسیر.

حیدر بابا، روز شعر و ادب فارسی !

سپتامبر 18, 2009 4 دیدگاه

به نام دوست

امروز، روز شعر و ادب فارسی در ایران نام گذاری شده که روز درگذشت شاعر نامی ایران زمین محمد حسین بهجت تبریزی متخلص به شهریار است. برای همین مطلبی می‌نویسم به یاد شهریار و همچنین بزرگداشت روز شعر و ادب فارسی که کم کم رو به فراموشی است !

برای شناختن هر چه بهتر این شاعر، پسندیده است به اینجا مراجعه کنید. ولی برای کامل بودن مطلب، معرفی کوتاهی از شهریار را می‌نویسیم. سید محمد حسین بهجت تبریزی (متولد ۱۲۸۵تبریز – فوت ۱۳۶۷تهران ) متخلص به شهریار؛ شاعری ایرانی که اهل آذربایجان شرقی بود و به زبان‌های فارسی و آذری شعر سروده‌ است. شهریار را به وصیت خودش در مقبرة‌الشعرای تبریز به خاک سپردند.

روز شعر و ادب فارسی، روزی است که در کشورهای دیگر مانند تاجیکستان، افغانستان و … بیشتر به ان اهمیت می‌دهند تا در خود ایران. یا از این بدتر این که کشورهای دیگر دنیا به فرهنگ، زبان، ادب، هنر و اندک داشته‌های این چنینی خود انچنان می‌بالند و تبلیغ می‌کنند که هر کسی نداند پیش خود می‌پندارد که بهتر از انها دیگر در دنیا نیست، ولی ما که دارای چنین فرهنگ غنی هستیم به دلایل مختلف (که عمده آن برمی‌گردد به بی‌مسئولیت بودن مسئولین کشوری) از کنار این مسئله به راحتی هرچه تمام می‌گذریم که انگار نه انگار ما هم دارادی فرهنگی هستیم چند هزار ساله !

دکتر شریعتی حرف خوبی در مورد این مسئله زده بود که به یاد نمی‌آورم ولی دست و پا شکسته یک چیزهای از ان جمله در ذهنم مانده که ان را می‌نویسم: «سایر کشورها از هیچ برای خود فرهنگ و تمدن می‌سازند ولی ما تمام داشته‌ها و فرهنگ خود را به فراموشی سپرده‌ایم» ! چنین جمله‌ای بود که بسیار زیباتر و شیواتر بیان شده بود، امیدوارم منظورم را رسانده باشم.

لپ کلام این است که به جای ارج نهادن به روز قدس و از این قبیل روزها که امسال با روز شعر و ادب مقارن شده است (هرچند اگر با روز قدس هم مقارن نمی‌شد، کار خاصی نمی‌کردند) به روز شعر و ادب فارسی ارج نهیم و در این روز به معرفی اثار و فرهنگ گم شده خود بپردازیم.

شهریار در حال سه تار زدن

شهریار در حال ِ سه تار زدن

برای گرامی داشت این روز و زنده نگاه داشتن یاد شهریار به انتخاب بنده این شعر را از این شاعر بخوانید و لذت ببرید:

ای غنچه خندان چرا خون در دل ما مـی‌کنی             خاری به خود می‌بندی و ما را ز سر وا می‌کنی

از تـــیر کــجتابی تو آخر کمــان شد قـامـتــم             کـاخـت نگون باد ای فلـک با ما چه بد تا می‌کنی

ای شمع رقصان با نسیم آتش مزن پروانه را              بـا دوست هم رحمی چو با دشمن مدارا می‌کنی

با چون منی نازک خیال ابرو کشیدن از ملال             زشت است ای وحشی غزال اما چه زیبا می‌کنی

امروز ما بیـچارگــان امـید فردائیـش نیـست             ایـــن دانی و بـا مـا هنـوز امــروز و فردا می‌کنی

ای غم بــگو از دسـت تو آخر کــجا باید شدن             در گوشـه میخــانه هــم ما را تــو پیــــدا می‌کنی

ما شهریارا بلبـلان  دیــدیـم بـر طـرف  چـمن               شـورافکن  و شیرین سخن اما تو غوغا می‌کنی

دیوان شهریار

پرترهء شهریار

پرترهء شهریار

شعر آذری: شعر حیدر بابا به زبان آذری به همراه ترجمه آن به فارسی را می‌توانید از اینجا دریافت کنید و از خواندن آن لذت ببرید، که به نظر بسیاری از کارشناسان شاهکارهای شهریار در زبان اذری است و نه در زبان فارسی ! که یکی از ان شاهکارها بدون شک همین شعر «حیدر بابا یا سلام» (سلام بر حیدر بابا) است.

روحش شاد و یادش گرامی

توضیح: شعر حیدر بابا که به صورت e-book ( کتاب برقی :دی ) هست را از سایت رسمی این شاعر دریافت کرده بودم، که در جای دیگری اپ کردم و برای دریافت شما اماده کردم، امیدوارم که مورد پسند قرار بگیرد.

مطالب مرتبط:

به بهانه یک شاعر (اخوان ثالث)

شاعر نمی میرد ! (شاملو)

به یاد فروغ فرخزاد

ای مسلمان بعثت بر تو مبارک

ژوئیه 19, 2009 2 دیدگاه

به نام دوست

سلام دوستان عزیز، امیدوارم خوش باشید و شاد و سرزنده :) .

خودم هم خوب می‌دانم که خیلی کم می‌نویسم و شاید دلیل محکمی نداشته باشم برای این کارم ! به هرحال امیدوارم که بنده را سرزنش نکیند، من هم قول می‌دهم که فعال بشوم :) ممنونم.

امروز بهانهء داشتم که توانست جلوی تنبلی من را بگیرد، و سرانجام شروع به نوشتن کردم :) و ان بهانه چیزی نبود جز، عید مبعث.

نخست؛ روز مبعث رو که روزی است بس عزیز بین مسلمانان، روزی است که محمد صلی الله عليه و آله و سلم به جايگاه والای پیامبری رسید، روزی است که انسانی برگزيده شد تا راهی زیبای روبروی همنوعان خود قرار دهد، روزی است که محمد، خاتم پیامبران از سوی خداوند انتخاب شد تا انسان را از گمراهی باز دارد*. این روز عزیز را به همه مسلمانان جهان تبریک و تهنیت عرض می‌کنم؛ مخصوصاً به شما دوستان ارجمندم.

عکس از ارشیو سایت تبیان

شعری از حضرت حافظ:

صبح   است  ساقیا  قدحی  پرشراب کن           دور  فلک  درنـگ  ندارد شتـاب کن

 زان  پیشتر که  عالم  فانی  شود  خـراب           ما  را ز جام  باده  گلگون  خراب کن

خورشیـد  می  ز  مشرق  ساغر  طلوع  کرد        گر برگ عیش می‌طلبی ترک خواب کن

روزی  که   چــرخ  از  گـل  ما کوزه‌ها کند        زنهار   کاسه سر ما  پرشـراب  کن

ما  مرد  زهد  و  توبه و طامات   نیستیم         با ما به جام باده صافی خطاب کن

کــار  صـواب  بـــاده  پرستیست حـــافظا        برخیـز  و عزم جـزم به کار صواب کن.

ته نوشت: سخنوران زیادی هستند و سخنان بسیار گفته‌اند، ولی محمد (ص) را هیچ سخنی نیست که توصیف کند.

*افسوس که انسان، انسان است از احساس سرشار است.

شب یلدا و فال حافظ

دسامبر 21, 2008 6 دیدگاه

به نام دوست

سلام٬ سلامی به سرخی انار شب یلدا.

می‌خواستم از گذشته برای شما بنویسم ولی دیدم که آنچه در گذشته بود همانجا مانده پس لذومی ندارد که من در مورد آن سخنی به میان بیاورم. گذشته را در گذشنه دفن کرده‌ام و آینده را به باد سپرده‌ام و در حال به خود فکر می‌کنم، چگونه می‌گذرد زمان و چگونه آینده در کمین است.

صدای شاملو با آن موسیقی ضمیمهء استثنایی٬ تمام خانه را فرا گرفته و من تنهایی(خوشی) خود را در میان دود سیگار محو کرده‌ام و به کریستال‌های برف می‌نگرم که چه آرام بدون هیچ دقدقه‌ای بر خاک بوسه می‌زنند و این زمین است که شکست می‌خورد و مغلوب سفیدی این برف می‌شود و اینجاست که برف سادگی خود را به رخ می‌کشد… .

امروز بعد از سال ها ذوق خود را نشان دادم و یک شب یلدای به یا ماندنی را با خانواده به برگهای خاطر سپردم٬ نمی‌خواستم امسال مثل سالهای گذشته یلدا را بدون خاطره فراموش کنم بدون هیچ شیرنی بدون هیچ … ، نمی‌خواستم تنها باشم٬ به خانواده پناه بردم و جالب بود و خوش گذشت . اول شام را خوردیم و بعد بساط را به راه کردیم و آماده شدیم و چند عکس یادگاری از بساط مان انداختیم  که نمونه ان را پائین می بینید . خیلی شور انگیز بود و لذتی توصیف نشدنی داشت برای من٬ بخصوص انار که من با او شبهایی را به تنهایی با هم بودیم و حال در جمع سخن از زیبایی ان به میان آورده بودم. بعد از کمی تفریح شروع کردیم به خواندن دیوان خواجه شیرازی و لذتی بس زیباتر و دلبرک‌انتر را من احساس می‌کردم و با خود به این می‌اندیشیدم که می‌توانم زیبا زندگی کنم اگر خود بخواهم . یکی از شعر‌های که از دیوان انتخاب کردم را برای شما تایپ می‌کنم تا شما هم در این لذت معنوی شریک ما باشید و شاید همراهان ما حساب شوید.

 شب یلدا 1387

غلام نرگس مست تو تاجدارانند

    خراب بــــاده لعل تـو هوشيــــاراننــد

تو را صبا و مرا آب ديده شد غماز

    و گـر نه عاشق و معشوق رازدارانند

ز زير زلف دوتا چون گذر کنی بنگر

   کــه از يمين و يسارت چه سوگوارانند

گذار کن چو صبا بر بنفشه زار و ببين

 کــه از تطـاول زلفـت چه بی‌قــرارانــنــــد

نه من بر آن گل عارض غزل سرايم و بس

کـــه عندلــيب تو از هر طرف هــزارانند

نصيب ماست بهشت ای خداشناس برو

کـــه مستحق کرامت گـناهــکارانـــنـد

بيا به ميکده و چهره ارغوانی کن

مـــرو به صومعه کان جا سياه کارانند

تو دستگير شو ای خضر پی خجسته که من

پـيـاده مـی‌روم و همرهان سـوارانـند

خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد

کـه بسـتگـان کـمند تو رستگارانــند.

من سال قبل یک مطلب یا می‌شود گفت یک مقاله برای شب یلدا اماده کرده بودم که به نظر نسبتاً کامل و شیواست. شما می‌توانید از —- اینجا —- به این مطلب دسترسی پیدا کنید.

شبتون، شب یلداتون، بلندترین شب سالتون، شبه چله‌تون قشنگ و خودتون همیشه شاد. یا علی

——————

بیشتر بخوانید در مورد شب یلدا

روز پدر با شعری از شهریار

ژوئیه 16, 2008 34 دیدگاه

به نام دوست

سلام …

خیلی خوشحال هستم که این دو آپ آخرم به ترتیب مربوط میشه به روز مادر و پدر. چند وقتی بود که امتحانات تمام شده بود ولی من اصلاً حال اپ کردن وبلاگ رو نداشتم ولی گفتم بروم و به این دنیا یک سری بزنم امیدوارم همه شما شاد و سرخوش باشید.

امروز می‌خواهم در مورد تنها مولود کعبه سخن بگویم. من به خاطر این که برای این روز مطلبی زیبا بگذارم خیلی فکر کردم و دیدم برای نشان دادن ذره‌ای از خوبی‌های این مرد هر چه بنویسم کم نوشتم پس تصمیم گرفتم بگویم:

علی ( ع ) یعنی ساده بودن و با عشق زندگی کردن.

تولدت مبارک

این روز را به تمام پداران خوب دنیا تبریک می‌گویم و همچنین به پدر خودم

 

تولد مولا علی ( ع ) را به شما تبریک می‌گویم

 

در ادامه مطلب شعر شهریار که در مدح علی ( ع ) است را می‌توانید بخوانید.

بیشتر بخوانید…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.