بایگانی

بایگانیِ دستهٔ ‘سخن از سخنوران’

عید غدیر و سخنانی از علی(ع)

دسامبر 16, 2008 8 دیدگاه

به نام دوست

سلام این روز را به تمام شیعیان تبریک و تحنیت عرض میکنم…. !

امروز اومدم که کمی حرف خودمانی برای شما بگویم(بزنم) ولی وقتی یک پاراگراف کامل نوشته بودم سیستم هنگ کرد و من خیلی صبوری نشون دادم که سیستم به حالت عادی برگرده و این صبر جواب داد ولی مشکل اینجا بود که وقتی سیستم به حال عادی خودش برگشت اینترنت اکسپلوره تنها برنامه‌ای بود که بسته شد. و من خوب می‌دانم که این مشکل از کجاست او نمی‌خواهد که من حرف‌های ناگفته را به زبان بیاورم.

من کنت مولا فهذا علی مولا 

به رسم گذشته ( فکر می‌کنم تنها یک بار افتخار داشتم تا سخنانی از علی (ع) در وبلاگ بگذارم) که سال گذشته بود و من برای عید غدیر سخنانی از مولا علی (ع) را در وبلاگ گذاشتم .به همین دلیل برای امسال هم یک مطلب مثل مطلب سال پیش را اماده کردم و برای شما در وبلاگ می‌گذارم تا شاید پندی یا نصیحتی یا هر چیز که شما می پندارید از این سخنان بدست آریم. {برای دیدن پست سال قبل به اینجا بروید.}

سخنانی از امیر مومنان علی (ع):

«امیدوارترین مردم کسی است که اگر نقصی در کارش پدیدآید بی تاءمل در اصلاحش بکوشد.»

«آنکه ترک شهوات کرد آزاد شد.»

«قامت مردانگی را در برابر اغیار به طمع درهم و دینار خم مکن و طوق بندگی دیگران بگردن نینداز.ارزش آزادی و آزادگی را بدان و این گوهر شریف را در میان قلب گرم و خون مواج خویش معزز و محترم بدار.»

«در هر اجتماعی بیشتر قسم خورده شود٬ آن اجتماع خرابتر و مردمش دروغگوتر است.»

«آنکس که از لباس تقوی برهنه شد به هیچ لباسی پوشیده نمی‌شود.»

«آن که ترک میانه روی کرد سرگردان است.»

«از دو چیز به خدا می نالم٬ سادگی و بیهوشی مردم درستکار٬زیرکی و فراست اشخاص متقلب و خائن.»

«در کشتزار زندگی از آن تخمی که افشانده ای خوشه خواهی چید.»

«هیچ خوشی در عالم نیست جز آنکه یک ناخوشی در کنارش است.»

«شک چهار بخش دارد: جدال در گفتار، ترسیدن، دو دل بودن، و تسلیم حوادث روزگار شدن. پس آن کس که جدال و نزاع را عادت خود قرار داد از تاریکی شبهات بیرون نخواهد آمد و آن کس که از هر چیزی ترسید همواره در حال عقب‌نشینی است ، و آن کس که در تردید و دودلی باشد زیر پای شیطان کوبیده خواهد شد ، و آن کس که تسلیم حوادث گردد و به تباهی دنیا و آخرت گردن نهد، هر دو جهان را از کف خواهد داد.»

سخنان از کتاب رهنمون انتخاب شده است.

سالروز گرامی داشت کوروش بزرگ

اکتبر 30, 2008 6 دیدگاه

به نام دوست

سلام عرض می‌کنم به همه کسانی که از این وبلاگ دیدن می‌کنند .

چند روزی بود که می‌خواستم وبلاگ را به روز کنم ولی وقت نمی‌شد، ولی بالاخره آمدم تا وبلاگ را به روز کنم، مطالب امروز در چند بخش خلاصه می‌شود.

اول روز تولد حضرت معصومه را به دوست دارانش تبریک عرض می‌کنم.

و بخش اختصاصی: برای امروز که روز تولد کوروش بزرگ هست یک نسخه (pdf) از ترجمه متن لوح حقوق بشر کوروش  را برای شما اماده کردم که امیدوارم مورد توجه قرار بگیرد.

 

cyrus the great 

 

گایوس پلینیوس دوم می‌گوید :

کوروش سپیدمه کسی بود که به هر کجای اروپا که پا گذاشت منشاء هنر حیرت‌آور خود را گسترد.

برای شناخت بیشتر این بزرگ مرد تاریخ ایران زمین می‌توانید از اینجا* (منبع فارسی) و از اینجا*(منبع English) دیدن کنید تا بدانید چرا می‌گویند کوروش بزرگ.

و شما می‌توانید متن لوح حقوق بشر کوروش را از اینجا* بگیرید و مطالعه کنید.


ودر بخش آخر می‌خواهی با یک شعر یادی کنیم از شاعری که فراموش نمی‌شود از قیصر امین‌پور. قیصر امین‌پور را از اینجا* بهتر بشناسید.

 

حسرت همیشگی

 

حرف‌های ما هنوز ناتمام…

تا نگاه می‌کنی:

وقت رفتن است

باز هم همان حکایت همیشگی

پیش از آنکه با خبر شوی

لحظه عزیمت تو ناگزیر می‌شود

آی…

ای دریغ و حسرت همیشگی

ناگهان

 

  چقدر زود

 

     دیر می‌شود.

یادش گرامی.

 

 موفق باشید.     

یا علی   

وصیت‌نامه دکتر علی شریعتی

ژوئن 12, 2008 84 دیدگاه

به نام دوست

سلام عرض می‌کنم خدمت شما…

من به علت این که امتحاناتم از 27 خرداد شروع می‌شود فکر نکنم بتوانم از آن روز به بعد اپ کنم و از طرفی هم روز 29 خرداد روز فوت دکتر‌علی شریعتی است پس بر این شدم تا مطلبی را در مورد این چهره برای دوستاران بنویسم.

کتابهای این نوسنده را ورق زدم و کمی در وب جستجو کردم تا مطلبی بنویسم. مطلب‌ها تکراری بودند ولی با خودم گفتم باید برای این چنین روزی وصیت به همراه چند سخن زیبا از این نوسنده توانا را در وبلاگ بگذارم٬ و شروع کردم به استخراج جملات زیبا و…

 

دکتر علی شریعتی

 

اول چند جمله که از کتاب‌های مختلف ایشان برداشتم٬ را میگذارم بعد وصیت را در ادامه….

 

مطالب دلنشین از شریعتی:

 

از کتاب هبوط:

همیشه حرف‌هایست برای گفتن و حرف‌هایست برای نگفتن و ارزش هر انسان به اندازه حرف‌هایست که برای نگفتن دارد حرف‌هایی اهورایی و برامده از دل…

 

دفترهای سبز:

می خواستم زندگی کنم، راهم را بستند، ستایش کردم، گفتند خرافات است، عاشق شدم، گفتند دروغ است، گریستم، گفتند بهانه است، خندیدم، گفتند دیوانه است، دنیا را نگه دارید ، می خواهم پیاده شوم!

 

از کتاب نیایش:

خدایا، عقیده مرا از دست عقده‌ام مصون بدار و به من قدرت تحمل عقیده مخالف ارزانی کن…

خدایا، به من توفیق تلاش در شکست، صبر در نومیدی، رفتن بی همراه، جهاد بی سلاح، کار بی پاداش، فداکاری در سکوت، دین بی دنیا، مذهب بی عوام، عظمت بی نام، خدمت بی نان، ایمان بی ریا، خوبی بی نمود، مناعت بی غرور، عشق بی هوس، تنهایی در انبوه جمعیت، و دوست داشتن، بی آنکه دوست بداند، روزی کن

 

از کتاب هبوط:

رسالتی غیبی، با نوک انگشت کوچکش پلک های بسته ام را گشود.

نگاهم، بی‌تردید، به سوی او پر‌گشود. در او آمیخت. سیراب شدم، جان گرفتم، با مهربانی دستهایش، بازویم را گرفت.

کمکم کرد. برخاستم. او همچنان در من می‌نگریست، من همچنان در او می‌نگریستم.

گوئی از یک بیماری مرگبار، از زیر یک آوار، رها شده‌ام. خستگی قرن های سنگین و بسیار را ناگهان یک‌جا بر دوش‌های دلم می‌کشم. او همچنان با بازوان ترد و شکننده‌اش که دو محبت مجسم‌اند مرا گرفته است. گویی بیمار رنجوری را می‌برد.

گاه می‌افتم ، گاه می‌ایستم ، گاه می‌هراسم ، گاه تردید می‌کنم ، گاه دلم هوای بازگشت می‌کند، گاه…

اما او همچنان، با گامهائی که نه سست می‌شود و نه تردید را می‌شناسد می‌رود و مرا نیز همچون سایه خویش با خود می‌کشد. نمی‌دانم به کجا؟

اما هر چه نزدیک تر می‌شویم ، وحشت در دلم غوغائی بیشتر دارد. هر چه پیشتر می‌رویم هوای بازگشت در من بیشتر می‌شود. اما ، او گوئی مامور است. رسالتی غیبی چنان نیرومندش کرده است که هیچ نبایستی را در پیش پای رفتنش نمی‌بیند.

 

گفتگوهای تنهایی:

ایمان‌ ، موعود ، معبود

چقدر ایمان خوب است ! چه بد می کنند آنها که می کوشند انسان را از ایمان محروم کنند.

چه ستمکار مردمی هستند این به ظاهر دوستداران بشر ! (طرفداران آزادی و مدرنیسم و بَسا مدرن).

دروغ می گویند ، دروغ نمی فهمند یا می فهمند و نمی خواهند ، نمی توانند بخواهند ، اگر عشق نباشد چه آتشی زندگی را گرم کند ؟

اگر نیایش و پرستش نباشد زندگی را به چه کار شایسته ای صرف توان کرد؟

اگر انتظار مسیحی ، امام قائمی ، موعودی در دلها نباشد ماندن برای چیست؟

و اگر میعادی نباشد ماندن برای چیست؟

اگر دیداری نباشد دیدن را چه سود؟

دیده را فایده آن است که دلبر گر نبیند چه بود فایده بینایی را

اگر بهشت نباشد صبر بر رنج و تحمل زندگی دوزخ چرا؟

اگر ساحل آن رود مقدس نباشد بردباری در عطش از بهر چه؟

و من در شگفتم که آنها می خواهند معبود را از هستی بر گیرند چگونه انتظار دارند انسان در خلاء دم زند؟

ایمان چه دنیای زیبا و پر از عجائبی است( گویی که )جهان دیگر در همین جهان است.

کوچه و بازار ، شهر و باغ و آبادی و طوبی و روح و پری و گل و میوه و شیر و عسلش در همین زمین است( روایتی در اصول کافی که بهشت در لای همین دنیا پیچیده است ).

 

بدون منبع:

خداوندا اگر روزی بشر گردی… زحال ما خبر گردی… پشيمان می‌شوی از قصه خلقت… از اين بودن، از اين بدعت… خداوندا تو می‌دانی که انسان بودن و ماندن در اين دنيا چه دشوار است… چه زجری می‌کشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.

 

*هرکس از دوستان می‌داند منبع آخری چیست بگوید، خودم بسیار مشتاقم بدانم.

 

برای دیدن وصیت نامه دکتر علی شریعتی که خواندن آن خالی از لطف نیست به ادامه مطلب بروید.

 

بیشتر بخوانید…

گفتار زردشت

ژانویه 28, 2008 90 دیدگاه

به نام دوست

۱- کسی که از راستی پیروی می‌کند برای خود در فروغ روشنایی جایگاهی بر می‌گزیند و کسی که دروغ کار است، عمری دراز در تیرگی با آه و افسوس سر می‌کند.

۲- ای خدای که همه چیز را می‌بینی،کمکم کن و با لطف و کرم بی‌مانند خود، وجدانم را از روی آیین راستی آگاه ساز.

۳- کسی که همه اندیشه و کردار نیک خود را تنها در راه تو ای خدای دانا، انجام می‌دهد،همواره به پیش می‌رود و ترقی می‌کند و روانش با راستی همگام است.

۴- پاداش به کسانی داده می‌شود که در زندگی مادی بر گزیده خود، بامنش نیک به جهان بارور خدمت می‌کنند و در پرتو راستی، آیین نیک خرد تو را در اجتماع پیش می‌برند.

گفتار زردشت

امام حسین(ع) و محرم

ژانویه 17, 2008 85 دیدگاه

به نام دوست

محرم را به تمام شیعیان و دوست داران امام حسین(ع) تسلیت عرض میکنم.

دريا به طلب از برهوت تو گذشت          یک قافله نعره از سكوت تو گذشت

آنروز اگر چه  تشنه  بودی   اما           صد رشته قنات از قنوت تو گذشت.

سید حسن حسینی

ل  ب  ا  ب

خلق می داند که در بهداری قُرب حسین *** بیشتر دردها را عبّاس درمان می کند

«روايت‌ شده‌ است‌ كه‌ مردی‌ به‌ نزد حضرت‌ حسين‌ بن‌ علیّ عليهما السّلام‌ آمد و گفت‌: من‌ مردی هستم‌ اهل‌ گناه‌، و توانائی‌ شكيبائی گذشت‌ از معصيت‌ را ندارم‌؛ پس‌ شما مرا موعظه‌ای‌ بنمائيد!

حضرت‌ در پاسخ‌ او فرمودند: پنج‌ كار بجای بياور، و سپس‌ هر گناهيی بخواهی‌ بكن‌!

اوّل‌ آنكه‌: از روزی خدا مخور، و هر گناهی‌ بخواهی‌ بكن‌!

دوّم‌ آنكه‌: از تحت‌ قيّوميّت‌ و ولايت‌ خدا خارج‌ شو، و هر گناهی‌ بخواهی‌ بكن‌!

سوّم‌ آنكه‌: برای‌ گناه‌ جائی را بطلب‌ كه‌ خدا در آن‌ ترا نبيند، و هر گناهي‌ بخواهی بكن‌!

چهارم‌ آنكه‌: چون‌ مَلك‌ الموت‌ براي‌ گرفتن‌ جان‌ تو آيد او را از خود دور گردان‌، و هر گناهی بخواهی بكن‌!

پنجم‌ آنكه‌: چون‌ فرشته‌ پاسدار دوزخ‌ بخواهد ترا در آتش‌ بيفكند تو در آتش‌ داخل‌ مشو، و هر گناهی بخواهی بكن‌!»

(در ادامه مطلب، زیارت عاشورا،ترجمه، فوائد و احادیث مربوطه. و چند خطبه از امام حسین(ع) با متن عربی و ترجمه آن از کتاب مهمی استخراج شده ودر اینجا قرار داده شده.)

بیشتر بخوانید…

دنبال‌کردن

هر نوشتهٔ تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.